پرواز ۰۳۱ بعد از آخرین امتحان :)))


امتحاناتمان تمامید و ما تمام تعطیلات میانترم را در حال نثار فحش به روح اساتید محترم و محترمه در گروه تلگراممان بودیم...

البت بی‌انصافی‌ست که نگوییم بعد از امتحاناتمان دو روزی را فوق‌العاده گذراندیم ^_^ 
این هم سندش ㄟ(ツ)ㄏ 

دربند با سپیده جانم

+فوتوبای سپیده‌جاااانم ♥ 
__دربند
+روز دوم هم سمینار دکتر ازمندیان به همراه عمه جانم و سه نفر دیگر که به دعوت بنده انجا بودند و از بودنشان بسی خوشنود بودیم و خودشان هم همینطور :) 
+خدایا شکرت

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
پرواز ツ

پرواز ۰۳۰_آخرین امتحان ^_^

فردا آخرین امتحانمان را هم میدهیم و خلاص! دوباره برمیگردیم به روال زیبای خوشبختی! 

امتحانات که تمام شود یکهویی آپسه‌ی دندان عقلمان ناپدید، سردردهامان آرام و نفس تنگیمان گشاد می‌شود. سرماخوردگیمان بهبود می‌یابد و برنامه‌ریزی‌هامان با عشق تیک میخورد و صبح‌ها دلمان میبرد که زود برخیزیم و وزنمان هم کم می‌شود! 

با اینهمه اتفاق خوب که یقین دارم با تمام شدن امتحانات خواهد افتاد یحتمل پیاز هم ارزان می‌شود! (دیشب آبگوشت را با سالاد کاهو میل نمودیم... -_-) 

امتحاناتمان که تمام شود احساس نیاز به عشق هم از سرمان می‌پرد و پشیمان می‌شویم از عشق‌نوشت‌هامان. یحتمل برف هم ببارد؛ آسمان هم آبی شود و سر سازگاری داشته باشد سپهر...! 

امتحاناتمان که تمام شود...

خداروشکر که فردا آخرین امتحانمان را هم می‌دهیم...! 


+خدایا شکـــــــــــــرت :)



موافقین ۶ مخالفین ۰
پرواز ツ

پرواز ۰۲۹

خوشحالی ینی 

چای زعفرونی درست کنی با این تفکر که قراره تلخ بنوشیش و یهو ببینی عه یه دونه بیسکوییت ساقه طلایی مونده و وقتی چاییتو میریزی و بیسکوییتو برمیداری میبینی که عه! دوتاست ^_^


+خدایا شکرت :)

شیشم بهمن نوشت: امروز تولد یکی از دوست جونیام به اسم آرزوئه...! تولدش مبارک :) 

موافقین ۶ مخالفین ۰
پرواز ツ

پرواز ۰۲۸

+اندر احوالات برجام

موافقین ۳ مخالفین ۰
پرواز ツ

پرواز ۰۲۷

پرواز ۰۲۷

# دوست_جان

+ بعضی از آدم‌ها حس متفاوتی در ما ایجاد می‌کنند، حسی شبیه به زمانی که سه آلبالو در دهان می‌گذاریدُ فقد دو هسته تُف میکنیـد...

موافقین ۶ مخالفین ۰
پرواز ツ

پرواز ۰۲۶

آدما به دو دسته تقسیم میشن

دسته‌ی اول: اونایی که حساسن

دسته‌ی دوم: اونایی که وانمود میکنن حساس نیستن! 


پروازنوشت: جنس ظریف از احساسه! 

+کاش زودتر دوشنبه شه

+لیسنینگ غم دنیاس-محمدعلیزاده- اونایی که منو میشناسن میدونن که صدای علیزاده منو میزنه! هر وخت صداشو میشنوم حس میکنم یه نفر با انبردست نوک شونه‌هامو گرفته و با ضرب صدای علیزاده فشار میده... برای تنبیه گوشش میدم! یه حس توو مایه‌های خط خطی کردن این بچه‌سالا روی مچ و ساعدشون با تیغ و اتد و نوک پرگار!

+من با همه‌ی دردِ جهان ساختم اما...

  قراره دیدنت از امشب آخه آرزوم شه... 

  غم دنیاس دل آدم بشه حساس وختی عشقت توو دلش       نباشه احساس...

  عشق من صدات آرامشِ محضِ عشق من...

  فدای عشق تو تمام عمر بودنم، حقته شکنجه کردنم...

  ای حال نامعلوم! آروم باش آروم...

 + دقیقا این موقع‌هاس که شکرگزاری معنا پیدا میکنه! خدایا صدهزااااار مرتبه شکـــــــــــــــرت :) 

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
پرواز ツ

پرواز ۰۲۵

انگار هزار سال میگذرد 
از آخرین باری که چنین حسی داشتم
دلم بهار میخواهد 
یک روز صبح 
عشق دستانم را بگیرد 
راهی شیراز شویم
گمانم همان هزار سال پیش
گم کرده‌ام بچه‌ای را آنجا
پسرم را شاید
گاهی آدم خل می‌شود
تب میکند
دخترک عاشق احمق تووی فیلم‌هارا
عجیب درک میکند...

                                            پرواز ۹۴/۱۰/۲۲

موافقین ۲ مخالفین ۰
پرواز ツ

پرواز ۰۲۴

سلامٌ علیکم :)
هفتم دی‌ماه تا دهمشُ سعادت نصیبمون شد رفتیم پابوس آقا امام‌رضا(علیه‌السّلام)
دلم براشون تنگ بود، باهاشم شرط کردم که حالیم نیس، قبل عید یه بار دیگه‌م باس بطلبی! 
یکی اسمشو میذاره خرافات، یکی بش میگه اعتقادات دگم، یکی میگه خودتو گذاشتی سرکار... ولی وختی حرم برام میشه شونه‌ی یار که از مریضیام بش بگم بدون اینکه لازم باشه ازش معذرتخواهی کنم و کلی غم و غصه‌ی دیگه رو روش خالی کنم تهشم طلبکار سرمو از روو شونه‌ش بردارم و بیام بیرون، دیگه گور بابای بقیه که به زیارت حرم چی میگن!
بگذریم ازین حرفا! 
این سفر یه نقطه عطفی هم داشت
دیدن دوست عزیزم مریم... این دومین باری بود یکی از دوستای وبلاگیمُ ملاقات می‌کردم! 
انگار داشتم خواب میدیدم...لحظات آخر توو راه‌آهن... انقد هیجان‌زده بودم که نگو... بعدش که یاد حرکات و حرفام میفتادم خنده‌م میگرفت! :)) عاااالی بود...
بی‌اغراق میگم کلا این سفر بهترین سفر زندگیم بود
یکی از بهترینا نه؛ خوده بهترین! 
اونقدی که توو این چهار روز از تهِ دل خندیدم برابری میکرد با تمام خنده‌‌های از تهِ دلِ این ۲۳ سال... امام رضا حتی به خنده‌ هم برکت میده! حالا دیگه به جهنم که از نظر کسی این خوده خرافاته یا نیست! 
خدایا شکرت... صدهزاااار مرتبه شکرت...
پای درددل خیلی‌آ نشستم اونجا... براشونم دعا کردم... ولی بیشتر از اون به این فک میکردم که چه جالبه که پنج شیش ماهه انقد دغدغه‌هام بزرگتر از اونا شده...
بازم خدا رو شکر! 
دیگه جونم براتون بگه که... 
یه شب کنار پنجره فولاد بودیم، مامان دوستم زنگ زد گف دارن پنجره فولادُ نشون میدن شبکه دو! مام رفتیم یه جایی که توو کادر دوربین باشه و شروع کردیم دست تکون دادن، خدا میدونه چه آتیشی که نسوزندیم، برنامه زنده بود،فیلمبرداره اون بالا مرده بود از خنده! 
مامان دوستم میگف زشتههه چرا شما اینوری وایسادین؟! وای دست تکون ندین! وای آبرومون رفت! ینی اصن یه وعضیاااا :))) 
همش یه دختربچه با کاپشن بنفش گل‌گلی رو نشون میداده گویا، مام میدوییدیم دنبال این بچهه! ینی جلو پنجره فولاد ندوییده بودیم که به حول قوه‌ی الهی به اونم نایل شدیم :)))
و دقیقا ما هموناییم که اونایی رو که توو مصاحبه‌ی تلویزیونی میان توو کادر دوربین از صمیم قلب مسخره میکنیم! :)))
کلا سفر بی‌نظیری بود! دم همه همسفرا گرم :) همچنین مریم بانوی  هنرمند خوش صدا و خوش سیمای عزیز که این سفرُ برام منحصر به فرد کرد :)

+خدایا شکــــــــــــــــرت ^____^
+ امروز تولد دختر عمه‌ی جان رایحه‌ی عزیزم هزارمرتبه مبارکش باشد :)
۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
پرواز ツ

پرواز ۰۲۳

سلاااااااام، صبح زیبای جمعه‌تون بخیرررررر ^_^

یکی از لذت‌بخش‌ترین و مفرح‌ترین پدیده‌های دنیا اینه که صبح زود با صدای باد و بارون و طوفان بیدار شی و بعد مچاله شی زیر لهافت و به صدای قطره‌های بارون که میخوره به کانال کولر و شیشه‌ی سقف پاسیو گوش کنی [آیکن حس خوب]

امروزتون پر از اتفاقات خوب-هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمیفته- و حسای فوق‌العاده *_*


+استقبالِ شوهر عمه‌‌ی از کربلا برگشته یا خوش گذرونی با دوستان! مسئله این است!

+خدایا شکـــــــــــــرت :)

۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
پرواز ツ

پرواز ۰۲۲

سلامـ... 

دو روز پیش تولدم بود... نمیدونم چرا این هفته انقد توقعم از اطرافیانم رفته بود بالا :|

توقع داشتم از دوست جونم (همون که عروسِ خالهه شد) وقتی اینجاست بیاد به دیدنم... توقع داشتم وختی اونهمه با آرزو تایم اوکی کردم، انقد بهونه نیاره... توقع داشتم عمه‌م مثل هر سال بیاد خونمون... وکلی توقع دیگه...

 البته خب وختی تولدت مصادف میشه با شب اربعین باید پیش بینی این چیزا رو هم بکنی دیگه...!!

از دست خودم ناراحتم! واقعا راسته میگن اگه میخوای خوشحال زندگی کنی، از هیشکی توقع نداشته باش... 

بگذریم :) 

همینجوری یهویی دلم گلایه خواست :پی 

الان حالم بهتره خیلی بهتر!

البته قبل این هفته هم عااااالیِ عالی بودماااا ^_^

دلمم برای تک‌تک‌تون تنگ شده... همین امشب به همتون سر میزنم :)

کتاب متاب که میخونین! آره میخونین دوستای من همشون کتابخونن [آیکُن دوستای گل کتابخون] 


+کتاب مدیریت زمان برایان تریسی رو پیشنهاد میکنم یه بار عزمتونو جزم کنید و بخونیدش و بعد برای یه عمرفرصت برای همه‌ی کارای نکرده و آرزوهای نرسیده کارای فوق برنامه داشته باشین :)


+ دوباره برام آبجکشن شد!! واقعا عنوان کتاب و اسم نویسنده‌ش مشکیه؟! :))

+ خدایا شکــــــــــــرت :)

۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پرواز ツ
?